چه خیالی،چه خیالی...می دانم
پرده ام بی جان است
خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است
من نمی دانم
که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است،کبوتر زیباست
وچرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در می آید متولد بشویم
هیجان ها را پرواز دهیم
روی ادراک فضا،رنگ،صدا،پنجره،گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میا دو هجای هستی
ریه ها را از ابدیت پرو خالی بکنیم...
|
+| نوشته شده توسط پسر خاک در پنجشنبه 12 آبان1384 ساعت 1:41
|