تبليغاتX
یادگار شب

"یا مَن لا يَصرِفُ السُوءَ الٌا هُو" هر چی تو کردی

 خاموش

یه شعله شکسته

                      یه شمع رو به بادم

از همه دل بریدم

                     دل به کسی ندادم

                   

  

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در چهارشنبه 23 آذر1384 ساعت 13:22 |
 تنهای تنها

توي ساحل روي شن ها قايقي به گل نشسته
يكي با چشمون گريون گوشه اي تنها نشسته
تو نگاه پر اضطرابش به افق به بي نهايت
ساكته اما تو قلبش داره يه دنيا شكايت
تو چشاش حلقه اشكه توي قلبش غم دنيا
منتظر به راه يار تا بياد امروز وفردا
باورش نميشه عشق و همه دنياش زير آبه
تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه
       تنهايي براش عذابه  
خاطراته لب دريا ديگه از يادش نميره
همه دنياش زير آب وخودشم به غم اسيره
دست بي رحم زمونه عشقشو برده به دريا
حالا از خودش ميپرسه ميادش آيا وآيا
عاشقي كه تنها باشه توي دنيا نميمونه
دل عاشق رو شكستن شده كار اين زمونه
خاطرات لب دريا ديگه از يادش نميره
همه دنياش زير آب واز غم دوريش ميميره
        هرگز از يادش نميره
      از غم دوري ميميره...ا    

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در دوشنبه 14 آذر1384 ساعت 2:24 |
 سکوت

ميون چند تا اطاقك سوت وكور خسته وخاموش
يه نفر نشسته تنها انگاري شده فراموش
دو تا چشم بارون نم نم ميزنه به روي گونه
چقدر اين دل غصه داره آخ فقط خدا مي دونه
لحظه هام آسته وآسته دست غم پاشون رو بسته
صداي خرده جواهر يه نفر دلش شكسته
تو دل يه قصر تاريك چند نفر شادن ومستن
انگاري خبر ندارن دل پيرم رو شكستن
اونا اون پيره رو روندن فكر حالشو نكردن

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در دوشنبه 14 آذر1384 ساعت 2:11 |
 عشق و زندگی

دختر ک پرسید مرا بیشتر دوست می داری یا زندگیت را

گفتم:

       زندگیم را

       ولی افسوس نمی دانست که همه زندگیم بود

 

دخترک رنجید و رفت

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در سه شنبه 8 آذر1384 ساعت 15:45 |
 زندگی زیباست

زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد
زندگي صوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد
زندگي گل به توان ابديت
زندگي ضرب زمين در ضربان قلبهاست
زندگي هندسه ي ماده ي تكرار نفسهاست
هر كجا هستم باشم اسمان مال من است
حنجره . فكر. هوا . عشق . زمين مال اوست اري اري زندگي زيباست
زندگي اتشگهي ديرنده پابرجاست گربيفروزيش رقص شعله اش
درهركران پيداست.ورنه خاموش است
وخاموشي گناه ماست
اري: به راستی زندگي زيباست

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در دوشنبه 7 آذر1384 ساعت 20:25 |