تبليغاتX
یادگار شب

"یا مَن لا يَصرِفُ السُوءَ الٌا هُو" هر چی تو کردی

 چه عنوانی واسه این پست خووبه؟؟؟

اینم یه شعره خوشگل که دوسته خومشلم تو قسمته نظرات گذاشته بود گفتم حیفه از دستش بدین واسه همین تو این پست نهادم آن را

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد
وسعت تنهائيم را حس نکرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه هاي بي کسي
درد بي کس
ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نکرد

به نظر من خیلی قشنگ بوود(حالا بهم بگید: نظرت واسه خودت)


اینم همون عکسه هستش که قولشو داده بودم بتون.این اصلشه.رو یه تانکره آب کشیدمش تو خیابوووون،بعدشم رفتم دیدم تانکرا رو بردن(می خواستن نقاشیه منو بدزدن،من که می دونم،اگه یه موقعی دیدین تو یه نمایشگاهه نقاشی،یه تانکر گذاشتن بدوونین نقاشیه من رووشه).بازم>>>>>

اگه می خواین سایزه بزرگشو ببینین روش کلیک کنین.

صلیب

خوب امیدوارم به چشماتون خوشگل بیاد-چون به یاده یه عزیزه خوشگل کشیدمش


اینم یه شعره از یکی از دوستام،منو کشت که بذارم تو وبلاگ تا شما ادیبان ببینین و نظر بدین(یواش بگم نفهمه،همه تو نظرات بگین،خیلی شعره مزخرفی بووود،ما رو از شعر خوندن منصرف کرد،ها ها هامن حسوووودم)

دیروز نم نم ریز باران می آمد

و باد

بوی تو را با خود می برد

در آن هوای خیس

نبودنت

پا روی دلم می گذاشت

و با حسرتی از همیشه

گنجشک خیس کز کرده روی سیم برق

در انتظار...

و دیگران

در تردد بخار نفس های خویش

می گذشتند.

                                                      /مسلم دهقان(شاعر شعر مذکور)/

 

آهان راستی ۲۹ بهمن روزه سپندار مذگان(همون ولنتاین سپندارمذگان ایرانی مبارک)

سابقه ی این روز از والنتاینه خارجکی ها بیشتره.

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در یکشنبه 29 بهمن1385 ساعت 0:45 |
 اومدم پیشواز روزه والتناینا.

شعرش از خودمه.پیشکش واسه عشقمه - یه ...

بسمه تعالی

 

ــ در سایه ی شید تو کاش بمیرم،من عاشق عشق تو ام،آرزومه کاشکی یه روز از عشق تو بمیرم.

 

سياه مشق وجودم
نگاه و تار و پودم
تو رو مي خواد عزيزم

مي خوامت تو يادگاري
يادگار روز خوبم
يادگار لحظه هاي

عمر بي معني و پوچم

ياد تو چه مهربونه
مثل ياد يک ستاره ست
که هميشه با من مي مونه

کاش مي شد آغوش گرمت
مال من بود تا هميشه
فکر از دست دادن عشقم
توي يک غروب دلگير
مي رفت از
خاطرم
واسه هميشه


مي خوام اون چشماي ماتت
وقتي قطره قطره
اشک مي ريزن
چشماي منو ببينن
چشماي مثل حبابت
ببينن چشماي مستم
تو چشمام زل بزني و
من برم تو حس
پرستش
لبريز بشم از حس خواهش

مي خوام اون دستاي گرمت
دستاي لطيف و نرمت
مثل بال هاي
يک کبوتر
مثل يه پريه ناز پر
بگيرن دستاي سردم
تا بميرم از
شيد عشقت

 
که نگن مرد بي بهونه
که بگن مرد اين ديوونه

                                                                            پسر خاک

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در شنبه 21 بهمن1385 ساعت 0:56 |
 یه هدیه(خودم کشیدم رویه یه جا بعداً عکسه اصلیشو می ذارم)

این هم یه هدیه هستش

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت 0:25 |
 یکی دیگه

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در سه شنبه 17 بهمن1385 ساعت 23:58 |
 از این به بعد یه سری از عکس هایی که خودم گرفتم رو تو وب می ذارم

جاده-شب

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در سه شنبه 17 بهمن1385 ساعت 23:29 |
 سیاه مشق عشق

حسین ثارالله

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در شنبه 7 بهمن1385 ساعت 0:6 |
 اینم پیشکشی از طرف من به درگاه آقا امام زمان(عج)به خاطر این ماه عزا

شاه شهیدان

آقا به خوبات سر می زنی

مگه ما بدات دل نداریم؟

|+| نوشته شده توسط پسر خاک در پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت 0:44 |