اینم یه شعره خوشگل که دوسته خومشلم تو قسمته نظرات گذاشته بود گفتم حیفه از دستش بدین واسه همین تو این پست نهادم آن را
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد
وسعت تنهائيم را حس نکرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه هاي بي کسي
درد بي کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نکرد
![]()
به نظر من خیلی قشنگ بوود(حالا بهم بگید: نظرت واسه خودت)
اینم همون عکسه هستش که قولشو داده بودم بتون.این اصلشه.رو یه تانکره آب کشیدمش تو خیابوووون،بعدشم رفتم دیدم تانکرا رو بردن(می خواستن نقاشیه منو بدزدن،من که می دونم،اگه یه موقعی دیدین تو یه نمایشگاهه نقاشی،یه تانکر گذاشتن بدوونین نقاشیه من رووشه).بازم>>>>>![]()
اگه می خواین سایزه بزرگشو ببینین روش کلیک کنین.
خوب امیدوارم به چشماتون خوشگل بیاد-چون به یاده یه عزیزه خوشگل کشیدمش![]()
اینم یه شعره از یکی از دوستام،منو کشت که بذارم تو وبلاگ تا شما ادیبان ببینین و نظر بدین(یواش بگم نفهمه،همه تو نظرات بگین،خیلی شعره مزخرفی بووود،ما رو از شعر خوندن منصرف کرد،ها ها ها
من حسوووودم)
دیروز نم نم ریز باران می آمد
و باد
بوی تو را با خود می برد
در آن هوای خیس
نبودنت
پا روی دلم می گذاشت
و با حسرتی از همیشه
گنجشک خیس کز کرده روی سیم برق
در انتظار...
و دیگران
در تردد بخار نفس های خویش
می گذشتند.
/مسلم دهقان(شاعر شعر مذکور)/
آهان راستی ۲۹ بهمن روزه سپندار مذگان(همون ولنتاین سپندارمذگان ایرانی مبارک)
سابقه ی این روز از والنتاینه خارجکی ها بیشتره.![]()
![]()








