روز پدر نزدیکه جوراباتونو بخرید آماده باشید!!!
با اینکه روز پدر مبارکه ولی:
یه سر برین سایت پنگو(ئن)
:
http://www.xpango.com?ref=90576746
"یا مَن لا يَصرِفُ السُوءَ الٌا هُو" هر چی تو کردی
روز پدر نزدیکه جوراباتونو بخرید آماده باشید!!!
با اینکه روز پدر مبارکه ولی:
یه سر برین سایت پنگو(ئن)
:
http://www.xpango.com?ref=90576746
تو را گم مي کنم هر روز و پيدا مي کنم هر شب
بدين سان خواب ها را زيبا مي کنم هر شب
دلم فرياد مي خواهد ولي در گوشه اي تنها
که بي آزار با ديوار نجوا مي کنم هر شب
"کجا دنبال عشق مي گردي؟؟؟"
که من اين واژه را تا صبح معنا مي کنم هر شب...
دوسـتان شرح پریشـانی من گوش کنید داسـتان غم پـنـهانی مـن گـوش کـنـیـد
قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید گفتگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این قصه ی جانسوز نهفتن تا کی
سـوخـتـم سوختم این راز نگفتن تا کی
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم سـاکـن کوی بت عربده جویی بودیم
دین و دل باخـته ی دیوانه رویی بودیم بسته ی سلسله ی سلسله مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتـار از این جمله که هستـنـد نـبـود
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
ایـن هـمـه مشـتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بودم
بـاعــث گـرمـی بـازار شـدش مـن بـودم
عـشـق مـن شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسـوایـی مـن شـهرت زیبایی او
بس که کردم همه جا شرح دلآرایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او
اـین زمان عـاشق سرگشته فراوان دارد
کی سرو برگ من بی سر و سامان دارد
چون چنین است پی کار دگر باشم به مرغ خوش نغمه ی گلزار دگر باشم به
عـنـدلـیـب گـل رخسار دگر باشم به چـنـد روزی پـی دلـدار دگـر بـاشــم بـه
نو گلی کو که شوم بلبل دستان سازش
سـازم از تـازه جـوانـان چـمن ممتازش
گر چه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت
شد دل آزرده و آزرده دل از کـوی تـو رفت با دل پر گله از ناخوشی روی تو رفت
حاش لله که وفای تو فراموش کـنـم
سخن مصلحت آمیز کسان گوش کنم
وحشی بافقی
در كوير مي روم،اطراف را مي نگرم،با نفسم سكوت را مي شكنم،سوخته ام،به دنبال لكه سايه اي مي گردم،تشنه ام،به دنبال قطره آبي مي گردم.
آفتاب تابان،ماسه هاي سوزان،سايه هاي لرزان،وجودم خروشان،فريادم نالان،مي روم،بچه ماري لك لك از كناري مي گذرد،از ياد منِ نابود،لحظه هايي مي گذرد.
مي روم،اما اين بار برق اميدي در چشمانم مي درخشد،مي روم،اما اين بار آيه هايي در سراچه ي ذهنم مي تراود،نيستي ام را موج هستي ،پستي ام را اوج مستي فرا مي گيرد.
مي روم،اما اين بار با حلاوت،با شوق عشقي پر ملالت،بهر ديدار معشوقي با لياقت،سوي معبودي با سخاوت،اين است زار ذات ملكوتي من در عطش زيارت.
پایان/پسر خاک/مهر و آبان 85
خارم اگر از خاری،خارم تو مپنداری
آنم که مرا با گل،یک جا تو نگه داری
گل را تو آن گویی،کز عشق معطر شد
آن گل که فقط گل بود،در حادثه پرپر شد
سودای تو را دارم،من از دل و از جانم
گفتند که پیدا شو،دیدند که پنهانم
گفتند که پیدا کن،خود را و تو را با هم
گفتند که پیدا هست،در هر نفس آدم
پیداست و من پنهان،من در تن و او در جان
یک بار نظری کردم،در خود گذری کردم
دیدم که نه در دوری،نزدیک تر از نوری
در راه عبور از تو،من این همه دور از تو
یک عمر نیاندیشم،هیهات تو در پیشم
چشم است که بینا نیست،در عشق که این ها نیست
بابا به خدا من قرار نیست مسافرت برم.این متنم دیدم چیزی واسه آپ ندارم گذاشتم.جزء متن های قدیمیم بوده(تاریخ زدم ببینید)
حالا هی هر کی میاد بگه :
رفتی زیارت...
ایشالا سفر؟...
مکافاتی داریمااا.توطئه کردن دستی دستی مارو دارن می ندازند تو خرج![]()
![]()
![]()
![]()
هی صبح شد و باز به امید تو شو شد
هی از چیش من اشک به یاد تو ولو شد
دِل دُشتم و جُز دل چی چی دُشتم که ز مردم
یه عمر قایم کرده بودم ،باز چپو شد
چپو=غارت،چپاول
"شعر به لهجه شیرازی--بیژن سمندر"
![]()
(ها ها شعر دزدی بود از وبلاگ بعضیا)![]()
![]()
![]()
سرچشمه ی رویش هایی،دريايي،پايان تماشايي.
تو تراويدي:باغ جهان تر شد،ديگر شد.
صبحي سر زد،مرغي پر زد،يك شاخه شكست:خاموشي هست.
خوابم بربود،خوابي ديدم:تابش آبي در خواب،لرزش برگي در آب.
اين سو تاريكي مرگ،آن سو زيبايي برگ.اين ها چه،آن ها چيست؟
انبوه زمان ها چيست؟
اين مي شكفد،ترس تماشا دارد.آن مي گذرد،وحشت دريا دارد.
پرتوی محرابي،مي تابي.من هيچم:پيچك خوابي.بر نرده ي
اندوه تو مي پيچم.
تاريكي پروازي،رؤياي بي آغازي،بي موجي،بي رنگي،درياي هماهنگي!
هايي / سهراب سپهري / شرق اندوه
**********************************
من سازم:بندي آوازم.برگيرم،بنوازم.برتارم زخمه ي "لا"
مي زن،راه فنا مي زن
من دودم:مي پيچم،مي لغزم،نابودم.
مي سوزم،مي سوزم:فانوس تمنايم.گل كن تو مرا،و درآ.
آيينه شدم،از روشن و از سايه بري بودم.ديو و پري آمد،
ديو و پري بودم.در بي خبري بودم.
قرآن بالاي سرم،بالش من انجيل،بستر من تورات،و زبرپوشم اوستا،
مي بينم خواب:
بودايي در نيلوفر آب.
هر جا گل هاي نيايش رست،من چيدم.دسته گلي دارم،
محراب تو دور از دست:او بالا،
من در پست.
خوش بو سخنم،ني؟باد "بيا" مي بردم،بي توشه شدم در كوه "كجا"،
گل چيدم،گل خوردم.
در رگ ها همهمه اي دارم،از چشمه ي خود آبم زن،آبم زن.
و به من يك قطره گوارا كن،شورم را زيبا كن.
باد انگيزه،در هاي سخن بشكن،جاپاي صدا مي روب.هم دود "چرا" مي بر،
هم موج "من" و "ما" و "شما" مي بر.
ز شبم تا لاله ي بي رنگي پل بنشان،زين رؤيا در چشمم گل
بنشان،گل بنشان.
شورم را / سهراپ سپهري / شرق اندوه
**********************************
ريتم و آهنگش همسان با ريتم و آهنگ غزليات شمس مولاناست،
و البته مضمون عرفاني و معنويش هم بي شباهت به اون نيست
اكثر شعر هاي شرق اندوه سهراب به اين سبك هستش.
اين دو تا شعر رو سهراب واسه معشوقه ي من گفته![]()
دستش درد نكنه،روحش شاد.
حالا فهميدين چقدر خنگ هستين؟؟نفهميدين شعر از كيه؟؟
بيچاره سهراب
خوب شد رفت و نديد اين روز هاي غريبي خودش رو ميون هموطناش.
بي خود هم جوش نزنيد،بنز رو پس دادم،با پولش يه كارخونه شراكتي تو دبي زدم.
آي(آقای) دهدار هم مدير عاملشه.دوست داشتین بهش سر بزنين.ثبت نام كنين.
توليدات شركت ما رو سوار شين بهتر از اينه كه بنز سوار شين.
سهراب كشان
.
**********************************
این آهنگ رو هم به درخواست بعضی هاتون می گذارم که دان لود کنین و حالشو ببرین.فیلمش به خاطر این آهنگ و یکی دیگه که فکر کنم خودتون اون رو دارین اجازه پخش نداره(یه تیکه از شعر اون یکی آهنگ علی سنتوری:گوشی رو بردار که صدات یه ذره آرومم کنه....).
خیلی جالبه تلویزیون تو یکی از برنامه هاش آهنگ جیپسی کینگ رو مرتب پخش می کنه،تو سينما هم كارگردان هاي مزخرف تو فيلماشون خرعبلات خواننده هاي خارجي رو پخش مي كنن،اونا اجازه پخش دارن،اما فيلم يك كارگردان كه در حد استادي فيلم مي سازه،و موهاش رو تو اين راه سفيد كرده(داريوش مهرجويي كارگردان فيلم "گاو")به خاطر صداي يك خواننده ي ايراني كه آهنگاش هيچ مشكل سياسي و اخلاقي نداره و حتي هواداراش خيلي بيش از خواننده هاي عصا قورت داده ي مجوز داره،اجازه ي پخش نداره.فرهنگ و ارشاد هم مونده چي كار كنه به خدااا.
سنگ صبور(آهنگ فيلم علي سنتوري-با صداي محسن چاوشي)
راست كليك كنين روش و save target as رو بزنيد.
متن شعرش تو پست زيري موجوده(شعر از حسين صفا)
این یه تیکه از شعرش:
"رفیق من سنگ صبور غم هاست
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها"
تو اين پست زياد تر از كپنتون بهتون حال دادماااا.![]()
فعلاٌٌ.
مامان های شما هم به خودتون مربوطه![]()
دلتون بسوزه یه جوراب خریدم یه نقاشی هم کشیدم.تصمیم داشتم یه گل هم بهش بدم دیدم خودم که هستم.پس دیگه گل نمی خواد.
بیش از اینم حوصله ندارم حرف بزنم چون خصوصیه و راسته کار ما نیست.
عزت زیاد.![]()
حالا بیا ببین چه قرتی بازی هایی در آوردن تو وبلاگاشون
عروسی گرفتن و بزن و بخون و کلی سروصدا
بابا روز مادر.عروسیش که نیست.تولدشم که نیست.بعدشم
شما نمی خواد مثل من زیاد خودتون رو بندازین تو خرج کادو بخرین من که می بینین بچه مایه دارم فرق دارم.
زیاد حرف زدم
ای بابا
روز مامان منه به شما چه مربوطه؟
من نمی دونم چرا اصلاْ وبلاگ زدم. همه چی که به خودم مربوطه.![]()
خوب دیگه لوس بازی بسه.
نیشتو ببند.سنگین و متین باش.بقیه اش رو بخون.
روز مامان تنها نیست که روز في ميله(اين كلمه انگليسيه)در راستاي اين امر و براي در آوردن چشمان ساير دوستان گران قدر و ارزان عقل و في الواقع سبك مغز
يه كار تقديم مي كنيم به:....بمااااااند.
تو
سرچشمه ي رويش هايي
دريايي
پايان تماشايي
تو تراويدي
باغ جهان تر شد
ديگر شد
در جوي زمان
در خواب تماشاي تو مي رويم
من سازم
بندي آوازم
برگيرم
بنوازم
بر تارم
زخمه ي لا مي زن
راه فنا مي زن
***
خوب ضمن تبريك اين روز عزيز به مامان و طرف حساب محترممون.(گفتم كه ماماناي شما با خودتون-فقط خواهشن حسود بازي در نيارين اداي منم در نيارين جوراب بخرينااااا)
يه مسابقه برگزار مي كنيم
هر كي گفت شعر بالا از كيه؟؟
يك دستگاه بنز كروكي مشكي متاليك با تزئينات داخلي،لاستيك اسپورت،رينگ نوزده اينچ،كف خوابيده،اگزوز زنبوري،آينه بغل زد،و ساير تجهيزات شامل باند و ساب و امپ به برنده تقديم ميشه،قرعه كشي هم مي كنيم.
مسئول قرعه كشي هم آقا محمد دهدار از دبي هستش.![]()
و در پایان شب واسمون کی میمونه؟
خودمون و دل و تنهاییمون:
رفیق من سنگ صبور غم هاست
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونیهام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچ کس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
اگر بیای همون جوری که بودی
کم میارن حسودها از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاج به نور خورشید
حسین صفا(از موسیقی فیلم علی سنتوری با صدای محسن چاوشی)
منم بی خود و بی جهت و بیهوده
اما با هزار بی دیگه،تنها نشستم
زل زدم به جاي پاي محو شده ات روي خاكها
يا شايدم دارم دنبال جاي پات مي گردم و خودم نمي دونم.
مي دونم امشبم نمياي
واسه همينه كه منتظرم
اگه مي دونستم مياي مطمئن باش كه نبودم
نه اينجا و نه منتظر!
از خوش شانسي اين شانس مزخرف ماست که این حرف رو می زنم
نمي دونستي؟
چرا ديگه.اينو مي دونستي تو و شانس دست به يكي مي كنين و من رو مي پيچينون
البته همش به اسم شانس تموم ميشه
اون رو بد نام مي كني تو.
مي دونم امشبم نمياي
اومدنت همچین مهم هم نیست
مگه بودنت با نبودنت فرقي هم مي كنه؟
اگه خودت بخواي جواب بدي مي گي، نه!
خوب منم اگه بخوام جواب بدم مي گم، نه!
چون با هم تفاهم داريم،ديدي با هم تفاهم داريم؟
يه ذره اگه من رو توي اون دژ محكمي كه دور خودت ساختي راه مي دادي شايد يه فرقي حس مي كردم
آخه بودن توي جمعي كه كسي من رو آدم حساب نكنه،بودنه؟
اونم واسه مني كه بايد،بايد مركز توجه باشم؟
يه شير غير از اين حالت، شيره؟
حالا فهميدي چرا مي گم بودنم با نبودنم فرقي نمي كنه؟
هيچ شبي نمياد كه تو بياي
چون ستاره ي دنباله دار توي هر هزاره فقط يه بار تو آسمون ظاهر ميشه
اونم واسه يه لحظه
واسه يه لحظه
اگه آرزوت رو بهش گفتي كه گفتي
نگفتي ديگه دورش رو خط بكش
آرزوت رو مي گم
خودت رو كه گول نمي زني،تعارفم كه نداريم
نه ستاره ي دنباله دار قرار ديگه حالا حالا ها پيداش بشه
نه تو هزار سال عمر مي كني.
امشبم نمياي
اما من خيالم راحته
چون تو اون شهريور شهر گرمم كه ستاره ي دنباله دار دنبال يك آدم شب زنده دار خوش شانس مي گشت
بيدار بودم و آرزوم رو ازش خواستم
آرزويي كه شب ها من رو بيدار نگه داره.
با اينكه مي دونستم امشبم نمياد
آرزوم رو ازش خواستم
پس مي دونم كه تو مال مني
حتي اگه امشبم نياي
الهه ي پارسي و يزدان مقام آمال و آرزوي من!
پسر خاك
به جان خودم فرصت دیزاین و پاراگرف بندی و رعایت اصول نوشتار و حتی بازنویسی رو نداشتم،پس ایراد فنی نگیرین که هر کی بگیره با من طرفه![]()
این یادتون باشه که تو وبلاگه از روز ازل نه دموکراسی معنا داشته نه حقوق بشر و حقوق مخاطبین و مصرف کننده و هر چی می خواین اسمش رو بگذارین.فقط و فقط حق مؤلف.
این پست واسه شما:
نگرش واهي
در اين دنياي واهي
زندگي واهي
در اين وادي واهي
حرف من حرف تو واهي
من و تو واهي
صدايي نيست ابري نيست بادي نيست
مي بيني طبيعت هم فهميده همه واهيست
مي نشينم لب حوض
به چه مي خواهي بيانديشي؟
تمام شد روزگار خوش نسيم و سحر
که نسيم مي گذشت از کوچه ها
سحر لبخند مي زد بر او
نشستن تو بهر چيست؟ننشين واهيست
سلامت را که پاسخ گفت در اين وادي؟
جز نگاه پر طلب، نقد نقد
تو لبخند مي زني و اخم پاسخ مي شود
تشکر می کنی تشر پاسخ می شود
تقلا مي کني
نباشي چون کسان
چاره اي نيست ای همدلم
ناخواسته مي شوي
مثلشان
پسر خاک
خصوصی:(معمولاْ آدما علاقه ی ویژه ای به مطالب خصوصی دارند-واسه همین فکر کنم این مطلب پائینی رو زودتر از بالایی بخونید
)
این پست واسه . . .:(خواستین بخونین بخونین ولی بعداْ نگین وبلاگش خصوصیه)
***
کاش آدما هيچ وقت هم ديگه رو دوست نداشتن
کاش اصلاً دوست داشتن نبود
لعنت به اين کلمه
تکراريه،به خدا تکراريه
من خودم اين قدر بدم مياد ازش استفاده کنم
خجالت مي کشم جلوت اين حرف رو بزنم
اين قدر عشق هاي کثیف با همين حرف شروع شدن که دیگه آبروي عشق و عاشقي رو بردن،ديگه اين حرف که بعد از اونا مياد.
اصلاً عشق چیه؟اسم این بچه بازیا رو میگذاریم عشق؟"من با تو قسمتی از قلب خودم رو پیدا کردم"!
آره دقیقأ.سعی کن قسمت های باقی مونده ی قلبتم با کسای دیگه پیدا کنی،شاید قلبت کامل شه.اون وقت دیگه نیازی به عشق نداری،تنهای تنها زندگی می کنی.چون قلبت کامله!
اگه من عاشق یکی می شم،اگه من یکی رو دوست دارم،اگه می گم دیگه جز تو به کس دیگه ای فکر نمی کنم،اگه می گم بهت نیاز دارم،واسه قلبمه،واسه اینه که قلبم با قلب تو کامل میشه،واسه اینه که اگه نباشه من تنها نمی تونم زندگی کنم،چون قلب من به تنهایی قلب نیست،یه چیز ناقص،ما به هم نیاز داریم،چون خدا ما رو اینجوری خلق کرده.
اما چه فایده،تو زمونه ای که عشق معنای خودش رو از دست داده،اصلاً هیچ کس نمی دونه تعریف واقعی عشق چیه
عشق سیخی چند؟یه کم از این عشقتون هم به ما بدین...
همه اینا درسته،تا وقتی که لیلی و مجنون یا فرق نگذاریم فرهاد و شیرین تو قصه ها هستن.
***
شما رو به جدتون این قسمت رو نخونییییییییین![]()
پس من چي کار کنم؟
چي بگم؟
چه جوري ثابت کنم؟
"نيازي به اثبات نداري
تو هر چي که تو چنته داشتي رو کردي
ديگه اثبات نمي خواد"
آره راس مي گه
چي رو مي خوام ثابت کنم؟
اين که عاشقشم،دوسش دارم؟
واسه چي؟
اون که ديگه خودش مي دونه،همه چي رو
مي دونه من چه آدم ديوونه اي هستم
می دونه که حتي حاضرم تو خيال خودم واسه اوني که هيچ وقت نديدمش و حتي به اندازه ي يک دوست ساده ي سلام عليکي نمي شناسمش هديه بخرم،بگذارم يه کناري بهش نگاه کنم
بعد اون بياد پيشم منم هديه ام رو بهش بدم بگم :تقديم به تو
اي دختر پوست کشيده بر استخوان بلور
می دونه که حاضرم از یاد ببرم کی ام و چی ام اما اون رو از یاد نبرم.
اصلاً منم آدمم؟اگه من آدمم چرا بقیه آدما این جور یکی رو دوست ندارند؟
اگه آدم نیستم پس چرا یک انسان رو دوست دارم
یا اینکه شاید من انسانم ولی تو ماورای یک انسانی که این طور من رو به جای عاشق شیدا کردی؟
هر چی هستی...هر کی که هستی
فقط اینو می خوام بگم که:
خیلی خوبی
به خدا به خوبی تو ندیدم
ای کاش هیچ وقت هم نبینم
هیچ وقت...!
پسر خاک
رنج من خمیر تر از مشروبه
می خونه افسونه
پس چرا چشمات شبیه چشمای شیطونه؟
من نمی بخشمت اگه جای پات بی جای پام روی جایی حک شه![]()